چهل سال سوء مدیریت و بحران فرار مغزها

پدیده اجتماعی فرار مغزها یا نخبگان کشور به نوعی مهاجرت اطلاق میشود که در آن افراد تحصیلکرده، متخصص و خبره به دلیل نبود بستر مناسب در کشورخود به امید یافتن شرایط بهتر به کشورهای دیگر مهاجرت میکنند. جمهوری اسلامی از این نظر مقام اول را در دنیا داشته و هر روز نیز بطور فزاینده ای به تعداد مهاجران افزوده میشود.  بطوریکه بر اساس گزارش وبسایت انتخاب وبه نقل از روزنامه شرق بیش از شصت وپنج در صد مدال آوران المپیک علمی کشور طی سالهای  هفتاد دو تا سال هشتادو شش ایران را به مقصد کشورهای دیگر ترک کرده اند. آمار دیگر حکایت از این دارد که تنها در سال گذشته حدود ۹۰۰ استاد دانشگاه ایرانی  و ۲۸۰۰ پزشک در سه سال اخیر بعلت عدم وجود بستر اقتصادی سیاسی مناسب، کشور را ترک کرده اند. در عین حال ۱۵ تا ۲۰هزارپزشک عمومی  حتی دربخش بهداشت و درمان فعالیت نمی کنند.

مسئله دیگر ماندگاری مهاجران در کشور مبدا است که مطالعات دانشگاه استنفورد نشان میدهد در سال ۱۹۷۹ نود درصد ایرانیان تمایل برگشت به ایران بعد از  اتمام تحصیل داشتند که این رقم اکنون زیر ده درصد میباشد. همه این ارقام نشانگر وخامت اوضاع و بنوعی قطع حلقه اتصال ایران با جامعه علمی بین المللی میباشد  که می تواند خسارتهای جدی در آینده ایران داشته باشد. چرا که به گفته کارشناسان هزینه هر فرد ایرانی از دبستان تا دوره دکترا حدود ۱۱ میلیارد تومان از محل منابع ملی میباشد.

عوامل ریشه ای بسیاری را در بوجود آمدن این پدیده می توان بر شمرد. ازجمله در دوره حکومتداری خمینی که با شعار ارجحیت تعهد بر تخصص و یا تقدم مومنان بر متخصصان و سیاست تطهیر وپاکسازی دانشگاه ها شروع شد. در نتیجه بسیاری از دانشگاهیان کرسی های آموزشی را به زور خالی کرده و مجبور به مهاجرت به کشورهای دیگر شدند.  این روند در دوره زمامداری خامنه ای نیز تحت سیاستهای مختلف از جمله عدم استقلال قوه قضاییه، نبود فضای مناسب برای دموکراسی و آزادیخواهی، و داشتن نگاه ایدئولوژیک به تمامی امور، سرمایه گذاری ناکافی، فساد ریشه دار در سیستم اداری، حذف مباحث مربوط به علوم و تفکر غربی از رشته های دانشگاهی علوم سیاسی، جامعه شناسی و فلسفه به دستور خامنه ای و نهایتاً سیطره سپاه به امور کشور را می توان نام برد.

رژیم جمهوری اسلامی طبق روال معمول سیاست انکار پیش گرفته با تجزیه و تحلیل ارقام مختلف خواسته توجیه کند که برخلاف باور رایج، ایران کشور مهاجر فرستی نبوده است.  ولی آمار واقعی درحال تناقض با این سیاست می باشد. از طرفی دیگرجمهوری اسلامی برای جلوگیری از این پدیده از سال ۱۳۸۹  قانون حمایت از شرکتهای دانش بنیان را به تصویب رساند. 

شرکتهایی که بر اساس دانش و تحقق اهداف علمی اقتصادی شکل می گیرند، تحت سیاست تعامل سپاه و شرکتهای دانش بنیان قرار گرفته و سپاه پاسداران اداره امور و اعضای هیئت مدیره بیشتر این شرکتها را به اختیار گرفته است.  و با تاسیس پارکهای علم وفناوری هدفمند کردن این شرکتها را مطرح کرده اند.  ولی این طرح بمنظور ایجاد اقدام نمایشی  از روی پارکهای علمی آمریکا کپی برداری شده بود و با اقتصاد ایدئولوژیک ایران سازگار نبود. 

حال رییس سازمان جهاد دولتی از موج جدید مهاجرت فارغ التحصیلان دانشگاهها خبر داده و از آن بعنوان “مهاجرت دسته جمعی” یاد میکند.  ایشان«غفلت مسوولان» را علت اصلی «مهاجرت دسته‌جمعی نخبگان» در قالب «شرکت‌های دانش‌بنیان» عنوان میکند.  علت این امر، نبود زیرساختهای فنی لازم در ایران و عدم توجه به چرخه تولید ارزش و ثروت میباشد که باعث شده افراد بصورت گروهی ودر قالب شرکت ها از طرف کشورهای دیگر جذب شوند. بر پایه آمار منتشره از سوی «رصدخانه مهاجرت ایران» بیش از «۴۰ درصد» از اساتید، دانشجویان، محققان، پزشکان، پرستاران و فعالان استارتاپی در حوزه‌های مختلف «میل به مهاجرت» دارند. 

بر همگان معلوم است در چنین شرایط اقتصادی وسیاسی حاکم برکشور بسیاری از فارغ التحصیلان بخاطر برخورداری از فرصتهای شغلی بهتر و از آزادیهای اجتماعی راه مهاجرت را در پیش گرفته و رفتن بر ماندن را ترجیح میدهند.

احسان نیکویی

اشتراک در
اطلاع از
guest

0 Comments
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها